راستش من نمیگم اینجا همون یوتوپیاییه که همه مون دنبالشیم که مشکلات اینجا را همه میبینیم و با تمام وجود حس میکنیم !و حتی نمیگم کوری را به خاطر ارامش تحمل کنیم اما شاید مشکلات مثل همون لیوان اب ناچیزباشن که نگه داشتنش برای چند ساعت و حتی روز اگرچه ممکنه کم اهمیت جلوه کنه اما اگه بخوای یه عمر دستت باشه فلجت میکنه!
شاید این قسمت از کتاب کریستین بوبن تنها حقیقتیه که تو زندگی الانم بهش فکر میکنم!"شما دختر ها جوان هستید دوست داشتنی به زودی از جنگل درس خواندن ها بیرون می روید و به محوطه باز زندگی می رسید در آن می رقصید گریه می کنید در آن همه چیزرا می یابید و از دست می دهید گاهی همزمان .
در این زندگی می توان از همه چیز چشم پوشید - چشم پوشیدن فریبنده ترین طریقه از دست دادن است - همه چیز مگر یک چیز . آنچه می خواهم به شما بگویم گفته ی مادربزرگم است چند ساعتی پیش ازمرگش این را به من گفت زنی بود روستایی تنها کمونیست دهکده اش در تمام عمر بدبختی به سرش باریده بود . از او پرسیدم: ماما بزرگ چه چیزی درزندگی از همه مهم تر است ؟ جوابش را فراموش نکرده ام : فقط یک چیز در زندگی به حساب می آید کوچولو و آن نشاط است هیچ وقت اجازه نده چیزی یا کسی آن را ازتو بگیرد!"
دیوانه بازی - کریستین بوبن
