تبليغاتX
اینترن کوچولو -

اینترن کوچولو

اخرین باری که اومدم وبگرد ی دوسه هفته قبل بودساعت حدود یازده و نیم، دوازده شب بود ومن از شدت دل تنگی کلافه شده بودم اون موقع شب هم که نه خبری از لب اب بود و نه کار دیگه ای به فکرم میرسید که بکنم ناچارا اومدم وبگردی چشمتون روز بد نبینه حالم که بهتر نشد هیچ حتی منی که تا حالا سابقه ی هیچ گونه سردردی نداشتم تا صبح که از شدت سردرد نخوابیدم و وبلاگی پس از وبلاگ قبل اونقدر مشکلات برام بزرگتر و لاینحلترشده بود که اگه صبح نرفته بودم بیمارستان و تو همون حال و هوا بودم احتمالابا یه تلاش برا خودکشیزندگیم خاتمه یافته بود! بعدش که وبلاگ خودم را دیدم به این نتیجه رسیدم بهتره اگه به کسی انرزی مثبت نمیدم لااقل انرزیش راازش نگیرم!این بود که دیگه نیومدم اینجا!اما با پاک کردن صورت مساله ،مساله که حل نمیشه!

راستش من نمیگم اینجا همون یوتوپیاییه که همه مون دنبالشیم که مشکلات اینجا را همه میبینیم و با تمام وجود حس میکنیم !و حتی نمیگم کوری را به خاطر ارامش تحمل کنیم اما شاید مشکلات مثل همون لیوان اب ناچیزباشن که نگه داشتنش برای چند ساعت و حتی روز اگرچه ممکنه کم اهمیت جلوه کنه اما اگه بخوای یه عمر دستت باشه فلجت میکنه!

شاید این قسمت از کتاب کریستین بوبن تنها حقیقتیه که تو زندگی الانم بهش فکر میکنم!

"شما دختر ها جوان هستید دوست داشتنی به زودی از جنگل درس خواندن ها بیرون می روید و به محوطه باز زندگی می رسید در آن می رقصید گریه می کنید در آن همه چیزرا می یابید و از دست می دهید گاهی همزمان .

در این زندگی می توان از همه چیز چشم پوشید - چشم پوشیدن فریبنده ترین طریقه از دست دادن است - همه چیز مگر یک چیز . آنچه می خواهم به شما بگویم گفته ی مادربزرگم است چند ساعتی پیش ازمرگش این را به من گفت زنی بود روستایی تنها کمونیست دهکده اش در تمام عمر  بدبختی به سرش باریده بود . از او پرسیدم: ماما بزرگ چه چیزی درزندگی از همه مهم تر است ؟ جوابش را فراموش نکرده ام : فقط یک چیز در زندگی به حساب می آید کوچولو و آن نشاط است هیچ وقت اجازه نده چیزی یا کسی آن را ازتو بگیرد!" 

 

 

                                                            دیوانه بازی - کریستین بوبن

+ نوشته شده در  ساعت 21:37  توسط مهتاب  |