دیشب از اردو اومدم بیرون !!!!۱ بالاخره بعد از یه مقدار جمع و تفریق درسایی که خونده بودم از درسایی که باقی مونده بودن به این نتیجه رسیدم که به چشم تهران امسال نمی رسم و باید از اردو بیام بیرون!حالا باز هم زندگی کتاب فیلم نت درس خوندن اون جور که خودم دوست دارم والبته فرصت برای پیدا کردن یه راه گریز!چون من باز یاغی شدم!!
باید اعتراف کنم که هنوز وقتی تصور میکنم باید تو این سیستم بمونم و با یه زندگی اروم بدون ارامش والبنه بدون هیجان خودم رو عادت بدم غصه م میگیره !و وقتی میبینم دوستام یکی یکی دارن میرن و من هنوز اینجابلاتکلیفم بیشتر!
دوستی میگفت ممکنه ۵-۶ سال فکر کنی اما موقعش که بشه بالاخره تصمیم میگیری!فعلا من هم"در جویای راه خویشم
.
.
جویای راه خویش باش از این سان که منم
در تکاپوی انسان شدن
در میان راه دیدار می کنیم حقیقت را
آزادی را
خود را
در میان راه می بالد و به بار می نشیند
دوستی ای که توانمان می دهد
تا برای دیگران مأمنی باشیم و یاوری
این است راه ما
تو و من
